مير سيد محمد علوى عاملى
23
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )
است آنست كه اين نام صفت مشبهه است ، پس چگونه تواند بود كه مشتق از رحم كه فعل متعدّى است باشد ؟ و حقّ آنست كه اين ايراد بغايت ناصواب است ، و سكاكى در صرف مفتاح تصريح نموده باينكه فعل متعدى را بمنزلهء فعل لازم ميگردانند باينكه نقل بفعل به ضم عين مينمايند و صفت مشبهه را به اين اعتبار از آن اشتقاق ميفرمايند . لطيفة تبيانية بدان كه در اين آيه دلالت است بر اينكه حضرت بارى بخشايندهء جميع خيرها و نعمتها و وهّاب آنهاست ، و بعضى از ارباب ذوق و شهود را اعتقاد آنست كه رحمت بىغايت آن حضرت تعلّق بفنا نيز دارد ، چنانچه گفته است كه اصل همهء كاينات فنا است ، پس بر فنا هم رحمت كرد بايجاد ، چه فنا در اصل موجود نبود ، فلهذا رحيم بعد از رحمن ذكر شده تا شامل جميع انواع لطف باشد . و بالجمله فيض وجود كه منبسط بر اعيان ميگردد ، هر چه به آن مرتبه از كمال و فيض كه قابليّت آن دارد ظاهر ميگرداند همچون فيض آفتاب كه به هر يك از اعيان قابله كه واقع مىشود ، آنچه دروست از احوال و الوان مينمايد ؛ فلا جرم آنچه از حضرت حقّ صادر مىشود فيض وجود است و آن خير محض است ؛ و شرّ از نقصان قابليّت ممكنات است كه قبول تمام فيض ننموده ، پس ازين وجه منسوب بحقّ نباشد و از جانب مبدأ نه ، و ازينجا است آنكه در حديث است « من وجد خيرا فليحمد اللّه و من وجد غير ذلك فلا يكون إلّا من نفسه » . پس منشأ ظهور همهء صفات حمد فيض وجود حقّ و رحمت بىنهايت اوست ، و نقص از محض قصور قابليّت ايشان است چنانچه فرمودهء « الخير كلّه بيديك و الشرّ ليس إليك » مشعر به آن است ، و ازينجا وجه توفيق ميان نصوص متخالفة الظّواهر مثل « قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ، ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ، و كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ » ظاهر شود كسى را كه توفيق هادى طريق